دانلود کامل
جلد اول کتاب

book-cover-image-small

can you buy modafinil over the counter

دانلود کامل
جلد دوم کتاب

buy sibutramine 15mg onlinebook-cover-image-small

پیشگفتار

 

 

کتاب حاضر، در بر گیرندهء پژوهشى در تاریخ اجتماعى ایران با توجه به نقش دین و «اقلیتهاى مذهبى» است.

 

از آنجا که تاریخ‏نگارى در هرکشورى غالباً از دیدگاه اکثریت جامعه به روند کلى اجتماعى و سیاسى نظر دارد، پژوهش در بارهء اقلیتها، چه قومى و چه مذهبى، با مشکلات ذهنى (حساسیتها) و موانع عینى(کمبود اسناد) روبروست. امّا در جهانی که مدنیت نوین بر پایهء احترام به شخصیت فرد انسان، از هر نژاد، قوم و مذهب در حال گسترش است. شناخت حوزه‏هاى فرهنگى در شرق و غرب عالم و کنش‏هاى آنها، نه تنها از اهمیت فزاینده‏اى برخوردار مى‏گردد، بلکه کشاکش گروه‏هاى اجتماعى در درون هر جامعه‏اى نیز بیش از پیش برآیند سیر کلى حرکت اجتماعى را تعیین مى‏کند.

 

چون از این دیدگاه به ایران امروز بنگربم، جامعهء ایرانى را به تنوعى کم‏نظیر از جهت نژادى، قومى و مذهبی و مجموعه‏اى رنگارنگ از رگه‏هاى فکرى و تحولات تاریخى «خُرد فرهنگها» (Subculture) می‏یابیم، که شناخت آن در همهء ابعاد و دگرگونى‏هایش به پیش شرط شناخت کلى از جامعه بدل گشته است.

 

شگفتا که در این میان اقلیتهاى مذهبى ایران- چه به درصد ناچیز جمعیتشان و چه به نقش و جلوه‏اى که در حرکت کلى جامعه یافته‏اند، بى اهمیت بنظر مى‏رسند. تصوّر عام- حتى در نزد روشنفکران ایرانى- چنین است، که این اقلیتها بیش از آنکه وزنهء کمّى‏شان اجازه مى‏دهد، مورد توجه قرار گرفته‏اند، خاصه آنکه بعنوان «تمامیتهاى جداگانه» نه تنها در «مبارزات سیاسى- اجتماعى ملت ایران» و تقویت «وحدت ملى» شرکتى محسوس ندارند، بلکه در مجموح منافعى مغایر و بعضاً متضاد با آنرا دنبال مى‏کنند. یهودیان پشتیبان اسراییل‏اند، داشناکها «دست راستى»اند. و بالاخره پرشمارترین آنها، یعنى بهائیان «ستون پنجم محافل امیریالیستى در ایران» را تشکیل مى‏دهند. در چنین شرایطى «پیروان عادی» این اقلیتها باید سپاسگزار باشند که، در «میهن اسلامى ایران» وجودشان تحمل گشته، تا آنجا که خیانت و جنایتشان ثابت نشده، از مواهب زندگى برخوردار بوده و هستند!

 

نگارندهء این بررسى نیز با حرکت از چنین نگرشى، بزودى دریافت که هر قدمى در راه شناخت «تاریخ اقلیتهاى اجتماعى، از سویى تجدید نظر در باورهاى پژوهشگر و از سوى دیگر بازرسى در مبانى «تاریخ پژوهی»، «جامعه‏شناسى» و «دین‏شناسی» در چهارچوب کلى تاریخ ایران را ایجاب مى‏سازد. چه به نقشى که نگرش مذهبى همچنان در تعیین فضاى ذهنى و روان جامعه بازى مى‏کند و چه به آنکه تاریخ ایران، تاریخى است مملو از کشاکشهاى مذهبى، بررسى در این زمینه بدون پرداختن به شرایط کلى تاریخ ایران غیرممکن است .

 

بدین سبب بررسى حاضر با فصلهایى دربارهء تاربخ‏نگارى در ایران، تأثیر دین بر فرد و جامعه و نگاهى کلى به تاریخ اجتماعى ایران آغاز و پژوهش دربارهء نقش تاریخى و جلوهء اجتماعى «جنبش بابى» نیز با توجه به مختصات کلى تاریخ معاصر ایران صورت مى‏گیرد.

 

اسلوب علمى ایجاب مى‏کرد که این پژوهش با بررسى تاریخ پیروان آیین باستانى ایران (زرتشتیان) آغاز و سپس اقلیتهاى «تاریخى» یهودى و مسیحى مورد توجه قرار گیرند. امّا به دلایلى که خواهیم دید، این کتاب را با بررسى «جنبش بابی» و «اقلیت مذهبى» برآمده از آن به پایان مى‏بریم.

 

از جمله آنکه شناخت یک ویژگى و یا مکانیسم قانونمند در عرصهء پژوهش علمى ایجاب مى‏کند، در قدم اوّل پدیده‏اى مورد بررسى قرار گیرد که به نحو بارزى از ویژگى مزبور برخوردار باشد. از آنجا که «بابیان» در مقایسه با دیگر اقلیتهاى مذهبى ایران، بطور بارزترى در کشاکش اجتماعى دوران معاصر نقش داشته‏اند، شناخت ویژگى‏ها و سرنوشت‏شان به شناخت درونمایهء جامعهء ایرانى در گذشته‏هاى دورتر نیز کمک مى‏کند.

 

 

دربارهء بررسى حاضر اشاره به نکته‏اى ضرورى است: از تفاوتهاى صورى پژوهش در زمینهء علوم انسانى در «غرب»، با آنچه در ایران در این زمینه صورت گرفته است، یکى اینست که در «آن سوى جهان» آنچه هر پژوهشگرى در زمینه‏اى ارائه مى‏دهد، بعنوان کوشش در راستاى فرهنگ‏پرورى علمى و اجتماعى تلقى مى‏گردد و موافقت یا مخالفت دیگر پژوهشگران با آن ربطى به مقام انسانى پژوهشگر ندارد. هرکس حق دارد آنچه دیگران گفته و نوشته‏اند را از نو ارزیابى کند و خواننده را به داورى فراخواند.

 

در ایران، برعکس، خرده‏گیرى بر «متقدّمین» توهین به شخصیت انسانى و علمى آنان تلقى مى‏گردد و بدین سبب نیز بویژه در کتابهاى تاریخى کمتر شاهد برخورد عقاید و ارزیابی‏ها هستیم. هرکس آنچه را درست پنداشته به رشتهء تحریر درآورده و دربارهء آنچه دیگران گفته‏اند، سکوت اختیار نموده است. زیان چنین «رفتارى»- که خود بازتاب نارسایی تعقل تاریخی است- اینست که خواننده را از تفکر و داورى دربارهء ارزیابی‏هاى گوناگون ناتوان می‏سازد. 
بهر رو، نگارندهء این بررسی خود را ناگزیر از برخورد انتقادی با گفتار و نوشتار برخى پژوهشگران معاصر ایرانى یافته و مطمئن است که اگر آنها نیز از درازنای خفت و عمق نکبتى که ایران و ایرانى بدان گرفتار آمده، به تاریخ و جامعهء ایرانى مى‏نگریستند، به چنین تجدید نظرى نیز دست مى‏یافتند. زیرا که بقول پژوهشگر معاصر، فریدون آدمیت:

 

«تحقیقات تاریخى راکد نیست، بلکه همچون خود تاریخ در حرکت و جریان است... تحول (معاصر) تاریخى وجههء نظر و نگرش ما را نسبت به گذشته تغییر مى‏دهد.»۱

 

البته علت دیگر ارزیابی‏هاى متضاد تاریخى را در این نیز باید جستجو کرد، که تاریخ‏پژوهى، علمى نورسیده است و پیچیدگى‏هاى «سیر تاریخى» اصولاً نمى‏تواند در ذهن یک فرد بطور کامل بازتاب یابد. لزومات این علم ایجاب مى‏کند، که با همکارى و فعالیت جمعى متخصصان به پیش رود. از این دیدگاه تاریخ‏پژوهى در ایران هنوز در دوران «نوباوگى» بسر مى‏برد و آنچه بعنوان کتابهاى تاریخى در دسترس است، در خوشبینانه‏ترین برداشت بیشتر بیانگر بینش و روحیهء نگارنده است تا واقع‏گرایى پویاى تاریخى.

 

بررسى حاضر نیز از این «قاعده» برکنار نیست. در آن نگارنده نتایج بررسى‏هاى خود را از دیدگاهى «نامتعارف» با خواننده در میان مى‏گذارد و هدف اصلى آن دامن زدن به تفکر دربارهء مختصات اصلى تاریخ پرفراز و نشیب ایران است .

 

چنین کتابهایى را در «غرب»، «کتاب مطالعه» مى‏نامند؛ این کتابها بدون آنکه بررسى تخصصى یا دانشگاهى باشند، نتایج چنین پژوهشهایى را در اختیار گروه وسیعى از علاقمندان قرار مى‏دهند. انتشار چنین کتابهایى در زمینهء «علوم طبیعى» از آنجا آغاز شد، که مبانى فیزیک مدرن، براى غیر اهل فن، امّا علاقمند، لازم آمد و برخى دست‏اندرکاران را به نوشتن «کتابهایى همه فهم» واداشت. این شیوه در نیمهء دوم قرن حاضر در زمینهء علوم انسانى نیز متداول گردید و در خدمت دامن زدن به «حساسیت» دربارهء مباحث گوناگون، از جمله «مسألهء زنان» و «محیط زیست» کارایی یافت .

 

«کتاب مطالعه» واقعیات علمى را در خدمت جانبدارى از موضعى مشخص بکار مى‏گیرد و از اشاره به «لحظهء حاضر» نیز ابا ندارد. از این حسن هم برخوردار است، که مطالب کتاب، بعنوان «حقایق عام و مطلق» ارائه نمى‏گردد و خواننده نیز خواه‏ناخواه به داورى و اندیشه وادار مى‏شود.

 

در نگارش این بررسى کوشش گشته، تا آنجا که ممکن است از منابع فارسى و در دسترس همگان استفاده گردد و چنانکه در ادبیات نوین ایران نیز مرسوم گشته، در گیومه قرار دادن کلمات و یا عبارات مى‏تواند به معنى: نقل قول، تأکید، تمجید و یا تقبیح باشد.

 

«عزیز من! باید بتوانى بجاى سنگى نشسته، دوار گذشته را که توفان زمین با تو گذرانیده، بتن حس کنى...باید بتوانى یک جام شراب بشوى که وقتى افتاد و شکست لرزش شکستن را بتن حس کنى. باید این کشش ترا به گذشتهء انسان ببرد و تو در آن بکاوى. به مزار مردگان فرو بروى. به خرابه‏هاى خلوت و بیابانهاى دور بروى و در آن فریاد برآورى و نیز ساعات دراز خاموش بنشینى. بتو بگویم تا اینها نباشند، هیچ چیز نیست...

 

دانستن سنگى یک سنگ کافى نیست. مثل دانستن معنى یک شعر است. گاه باید در خود آن قرار گرفت و با چشم درون آن به بیرون نگاه کرد و با آنچه در بیرون دیده شده است به آن نظر انداخت. باید بارها این مبادله انجام بگیرد تا به فراخور هوش و حس خود، و آن شوق سوزان و آتشى که در تو هست، چیزى فرا گرفته باشى.

 

دیدن در جوانى فرق دارد تا در سن زیادتر، دیدن در حال ایمان فرق با عدم ایمان. دیدن براى اینکه حتماً در آن بمانى یا دیدن براى اینکه از آن بگذرى. دیدن در حال غرور، دیدن به حال انصاف، دیدن در حال سیر، دیدن در حال وقفه، در حال سلامتى و غیر سلامتى، از روى علاقه یا غیر آن.

 

دنبالهء حرف را دراز نمى‏کنم. تو باید عصارهء بینایى باشى، بینایى‏اى فوق بینایى‏ها... اگر چنین بتوانى بود مانند جوانانى نخواهى بود که تاب دانستن ندارند و چون چیزى را دانستند جار مى‏زنند. شبیه به بوتهء خشک آتش گرفته‏اند یا مثل ظرف که گنجایش نداشته، ترکیده‏اند. آنها اصلاح شدنى نیستند و دانش براى آنها به منزلهء تیغ در کف زنگى مست که می‏گویند. زیرا که با این دانش بینایى‏اى، جفت نیست.

 

تو باید بتوانى بدانى چنان بینایى‏اى هست و بزور خلوت، بتوانى روزى داراى آن بینایى باشى.» -- نیما یوشیج . حرفهاى همسایه

 

buy discount cialiscan you buy cialis online generic cialis for daily use cialis online without buy cialis online canada pharmacy cialis cost cvs buy cialis online cheapest System.String[]System.String[]